احساس پروانه بودنم را ...

خرید بک لینک
احساس پروانه بودنم را ......

ما را در سایت احساس پروانه بودنم را ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 264 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 20:43

بزرگ مردان همیشه گمنام میماننداین عکس شاید برای خیلی ها یک عکس باشد اما برای من دنیایی از رویاستبرمیگردم به یکسال قبلروزی که از طریق انجمن بحث حضور یک حقوقی رااز طریق انجمن علمی حقوق در دانشگاه زابلبا مدیر گروه یا بهتر بگم استاد مشاور مطرح کردمگفتند:پیشنهاد شما کیستگفتم هر کسی که باشدیک قاضی از قضات شهر یا دکتر الهامدر پاسخ گفتنسالها قبل دکتر میرمحمدصادقی به این دانشگاه امدنو چه اهبتی داشت حضور ایشانهمیشه آرزوهایت را دست بالا بگیرو دنبال بزرگ مرد بگردمن تلاشم را میکنم و یک بزرگمرد حقوقی را دعوت میکنمترم آخرم بودو شاید از استادم خیلی دلگیر که درسم تمام شداما انگار استاد هم قولش را از یاد برداما اوایل آذرماه امسال بود که بامن از دانشگاه تماس گرفتنو گفتند قرار استبزرگمردی بیایدو استاد مشاورت گفته بیا برای تدارک کارهادیشب آرزویم رنگ واقعیت گرفتو پروفسور جمشید ممتاز در دانشگاه حضور یافتناستادم تا دنیا دنیاست از شما ممنونمدر سکوت به قولتان عمل کردیدشاید آمدن دکتر ممتاز در دانشگاه برای خیلی هایک حضور معمولی باشد ولی برای ما دنیا دارداستاد در سکوت به من فهماند باید احساس پروانه بودنم را ......

ما را در سایت احساس پروانه بودنم را ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 258 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 20:43

احساس پروانه بودنم را ......

ما را در سایت احساس پروانه بودنم را ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 268 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 20:43


دیگر اسیر شور جوانی نمی شوم
دلبسته ی دو چشم فلانی نمی شوم

بی نان و بی طعام نمک گیر میکنند
مهمان خوان چرب زبانی نمیشوم

تهمت زدند که باز نیت گناه بود
در کار خیر باعث و بانی نمی شوم

با جمله های سخت تکلم نمیکنم
درگیر شعر و درک معانی نمی شوم

مصنوعی است جنس همه چیز بعد از این
دلتنگ یک طراوت آنی نمیشوم

سیب است گونه هام و دلم باغی از انار
من یک دهاتیم که جهانی نمی شوم

++خدایا ببخش فراموشت کردم حتی لحظه ای

سپردم خودم بهت

احساس پروانه بودنم را ......

ما را در سایت احساس پروانه بودنم را ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 254 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 20:43

اولین جمعه بعد شما..سی ام بود، پنجشنبه ی آخر دیماه نود و پنج، پلاسکو! آری همان پلاسکوی معروف یکدفعه شعله زد! یکدفعه همه دوربین بدست شدند، یکدفعه یک عده بیرون نیامدند... کمی سکوت! صداهای پشت بیسیم لرزان بود..صدای مهیب ناگهان همه را به عقب راندصدای یا ابالفضل یا حسین کل چهارراه استانبول را پر کرد نمیدانستند... بروند داخل یا.... فرشته های سرخ زیر آوار پرکشیدنحالا این به آن میگوید تقصیر توست، آن به این... کسی مدیریت را هدف میگیرد کسی سازه را... اما شهدا!!کنار پروردگارشان در حال روزی خوردن هستند و مارا در این امتحان نظاره گرند!! آیا فراموش میکنیم!؟آیا رها میکنیم!؟آیا اینبار هم، "به ما چه مربوطه" میشود!؟آیا تنها دلخوشی و سرپناه خانواده هایشان همین کلمه ی #شهیدخدمت است!؟ یا مفهوم #شهید_ایثارگر !؟ این میدان استقامت میخواهد و صبر... احساس پروانه بودنم را ......

ما را در سایت احساس پروانه بودنم را ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 233 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 20:43

صفحه بندی